
بَرایِ جُداییِ مَرد و زَن
بَرایِ این فَرهَنگِ مَرد و زَن
بَرایِ مَظلومیَّتِ مَردهامون
بَرایِ این اِستِکبارِ زَن
بَرایِ جُمهوریِ اِسلامی
کِه یاد داد ما کُجا ایستادیم
بَرایِ فَرهَنگی کِه خواهَرامون
اَز کی گِرِفتَند جُز فِطرَتِ ذاتی
بِه نامِ باکِرِگیها
بِه نامِ تِشنِگیِ مَردها
بَرایِ این جِنسِ زَن
کِه خیال کَرد هَست اَز اِرتِجاعِ شَرع
بَرایِ این هَمِه زِندِگیها
کِه تَنها هَست دَر زیر یا روی روسَریها
بَرایِ جُمهوریِ اِسلامی
کِه شَرعی داد بِه عِدالَتِ جاری
بَرایِ مَردهامون
کِه تِشنِه ماندَند سیسالِههامون
بَرایِ فَرهَنگِ پارتیها
کِه باشَد پوست و اَفشون موها
بَرایِ هَمِه اِپیلاسیونهامون
کِه بودَند بَرایِ بِهداشتِ موهامون
بَرایِ این آرایِشگاهها
کِه شُلوغ اَند بَرایِ فَخر فُروشیهامون
بَرایِ تَمامِ مِهمونیهامون
کِه فَقَط لُخت شُد پوستِ پاهامون
بَرایِ چادُرهایی کِه کِشیدَند بَر عورَتهاشون
بَرایِ اِزدِواجهامون
بَرایِ این نیازِ جِنسی
کِه سَنگسارَست اَز نِفرَتِ جِنسی
بَرایِ مَردهامون کِه بایَد کادو بِخَرَند بِه چَنتا
بوسهاشون
بَرایِ دُنگِ کافِههامون
بَرایِ رِستورانهایی کِه نَبودَند جُز سَهمِ پَلَنگهامون
بَرایِ زَنهامون
کِه بِه نامِشون گُفتیم خواهَرامون
بَرایِ فَرهَنگِ اُروپامون
دَر تَرکیب با زَنِ ایرانیهامون
کِه لُخت کَردَند مَردهامون
بَرایِ سِکسهایی کِه هَمیشه پُشتِش قَهرهامون
بَرایِ تاکسیهامون و اِعتِمادِ زَنهامون
بَرایِ اِسنَپهایی کِه کارمَندِ دُولَت اَند و نَه چالِه مِیدونهامون
بَرایِ جُداییِ جِنسی
کِه هَستِش با مُدِل یا چادُرهامون
بَرایِ سِکسهایی کِه قانونِش هَست شَبِ جُمعِههامون
بَرایِ مَردهامون کِه گُفتَند بِه نامِ خواهَرامون
بَرایِ مَظلومیَّتی کِه نَبود دَر تاریخِ دُنیامون
بَرایِ اِقتِصادی کِه نَیاوُرد یِک نُقطِه نِجابَتهاشون
بَرایِ نِجابَتهاشون کِه تَنها بود دَر عورَتهاشون
لُخت کَردَند مَردهامون و اینجا نِجابَت بِه کیرِ نَداشتِههاشون
بَرایِ مَردهایی کِه چِهِل اَند و هَنوز دامادیهاشون
بَرایِ اِزدِواجهایی کِه اَز فِشارِ نیازهاشون
بَرایِ اِستِکباری کِه اِنگار بِه کیرِ دُنیاشون
بَرایِ جُمهوریِ اِسلامی
کِه آوَرد عِدالَتِ جاری
بَرایِ باتومهایی کِه
خُوردَند بَر سَرِ این اِستِکباری
بَرایِ یِگانِ ویژه
کِه تَنها قَیِّمهامون
بَرایِ پاهاشون کِه لُخت کُنَند کِنارِ اِستَخرهاشون
بَرایِ پوستهایی کِه لَمس نَشُد دَر نامزَدیهاشون
بَرایِ سِکسهایی که شِمُردَند و ما روزخَریدهاشون
بَرایِ چادُرهایی کِه اِنصافِ دُولَتهامون
بَرایِ هَر زَنی کِه نَخواست عِدالَتِ جِنسیهامون