
حتماً — در ادامه یک **نوحه فارسیِ کاملاً原创 و سوزناک برای امام حسین علیهالسلام** مینویسم، با حالوهوای کربلا، شام غریبان و حضرت زینب سلاماللهعلیها.
# حسین جان
****
کربلا امشب چه غمگین است
آسمان از داغ خونین است
نام تو بر لب، حسین جان
چشم زینب پر ز خون است
حسین جان… حسین جان…
غریبِ کربلا، حسین جان…
****
ای تشنهلب، ای نورِ دیده
ای بیکفن، ای قدّ خمیده
در قتلگه تنها بماندی
با زخمها در خون تپیدی
زینب کنار خیمه مانده
قلبش ز داغ تو شکسته
با چشم گریان سوی مقتل
میگفت: برادر… برادر…
****
حسین جان، حسین جان
ای قبلهی دلها، حسین جان
کربلا با خون تو گلگون شد
دل زینب از غمت خون شد
حسین جان… حسین جان…
غریب و بیکفن، حسین جان…
****
عباس رفت و آب نیاورد
دست از بدن، مشکِ آب بر دوش
زینب صدا زد: ای برادر
دیگر ندارم تابِ این داغ
علیاکبر از خیمه برخاست
با چهرهای همچون پیمبر
وقتی که برگشت سوی میدان
دل شد پر از داغِ جوانش
****
حسین جان، حسین جان
ای تشنهلب، ای جانِ جانان
از کربلا تا شامِ غریبان
پیچید فریادِ یتیمان
حسین جان… حسین جان…
غریب و بیکفن، حسین جان…
****
زینب پس از تو ماند تنها
با کودکانِ خسته و گریان
دید آنچه را هیچکس ندیده
دید آسمانِ داغِ کربلا را
گفت ای برادر، کجایی؟
بیتو چگونه راه پویم؟
من ماندهام با کودکانت
با خاطراتت، ای برادر
****
ای کربلا… ای کربلا…
هنوز صدای نالههایت
در گوش جانم مانده بر جا
ای نینوا… ای نینوا…
هر ذره از خاک تو گویی
میخوانَد امشب نامِ مولا
حسین… حسین…
حسین… حسین…
****
شب آمد و خیمهها سوخت
دلهای کودکان لرزید
دخت حسین آرام میگفت:
بابا کجایی؟ بابا کجایی؟
زینب به سوی خیمه برگشت
اما نشانی از پناهش
جز شعلههای آتش ندید
جز داغِ خونینِ برادر
****
حسین جان، حسین جان
ای تشنهلب، ای جانِ جانان
کربلا تا همیشه زندهست
نام حسین تا ابد جاوید است
هر دل که دارد عشق مولا
میگرید از داغِ حسین جان
حسین جان…
حسین جان…
غریبِ کربلا…
حسین جان…
****
ای کاش روزی در کنارِ
صحن و حرم، با چشم گریان
آرام گویم با دلِ خود:
السلام علیک یا اباعبدالله…
السلام علیک یا حسین بن علی…
السلام علیک یا مظلومِ کربلا…
حسین جان…
حسین جان…